تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 | 22:50 | نویسنده : ی دانشجوی تازه به دوران رسیده

 

 

« فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم »

كه در این ترم پیاپی ز دروس افتادم !

اولین نمره كه دیدم سر من سوووووت كشید

سوی استاد دویدم غم دل سر دادم

ولی افسوس كه استاد محبت ننمود

با غضب گفت برو... نمره زیادی دادم !

گفتمش بهر خدا یك نظر انــــداز به من

مزه انداخت : نیم ناظر و من استادم !

بازگشتم كه شوم مطلع از درس دگر

دیدم « این سیل دمادم ببرد بنیادم »

خشمگین داد زدم، ناله و نفــرین كردم

- هیچ كس نیست در اینجا كه رسد بر دادم ؟؟؟!!

نــاگه از دور بدیــــــدم رخ اســــتاد عزیز

گوییــــا بر دل او كـــــرد اثر فریادم...

گفتمش مرد شریف از چه به من -6- دادی؟!

گفت: غیبت سببش بود و نرفت از یادم

قصه گر باز بگویم همه اش تكراری است

از دروس دگــــرم نیـــــــــز چنین افتادم

گرچه افتادم و ماندم عقب از خرخوان ها...

كسب عنوان عقب مانده مباركبادم !!



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 | 8:57 | نویسنده : ی دانشجوی تازه به دوران رسیده
بالاخرا بعد از کلی حرص و جز نتیجه ها اومد و من

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

اگه گفتین چی قبول شدم؟!

.

.

.

.

.

منم رفتم پیش خواهرم و پزشکی  قبول شدم

نمیدونم میتونم یا نه ولی امیدوارم بتونم

من همیشه گفته بودم ک روحیاتم با پزشکی نمیخوره البته تو موقعیت های مختلف ثابت هم شده

ولی شاید قسمتم این بوده من که توکل کرده بودم پس حتما ب نفعمه

خلاصه ک دکتر شدیم رفت



تاريخ : شنبه هجدهم شهریور 1391 | 22:48 | نویسنده : ی دانشجوی تازه به دوران رسیده

 

گفتم غمم فزون است ، گفتا ز من چه آید


گفتم كه نمره ام ده ، گفتا ز من نیاید


گفتم كه نمره دادن بسیار سهل آید


گفتا ز ما اساتید این كار كمتر آید


گفتم كرم نمایید من را كنید شما شاد


گفتا كه خوش خیالی كی وقت آن بیاید


گفتم كه نمره هفت بدبخت عالمم كرد

 
گفتا اگر برای آن هم زیادت آید


گفتم خوشا دهی كه دست شما دهد آن


گفتا تو كوشش كن كو وقت آن بر آید


گفتم دل رحیمت كی قصد رحم دارد


گفتا نگوی با كس تا وقت آن بر آید


گفتم زمان تحصیل دیدی كه چون سرآید


گفتا خموش جانم ازدست من چه آید


برچسب‌ها: خدا نیاره روزیو ک ب استاد محتاج شیم

تاريخ : شنبه یازدهم شهریور 1391 | 16:57 | نویسنده : ی دانشجوی تازه به دوران رسیده
 

ســـخت تریــن سوال جـــهان!!!

 

کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟

کدامشان دوقلو می باشند؟

چند تا زن در عکس دیده میشود ؟

چند نفرشان خوشحال هستند؟

چند نفرشان ناراحت می باشند؟

یعنی واقعا کسی پیدا میشه ک بتونه ب این جواب بده؟!!؟

اگه کسی بتونه ۱۰۰٪ جزو دقیق ترین افراد رو زمینه

ب امید ظهور این پدیده



تاريخ : پنجشنبه نهم شهریور 1391 | 16:30 | نویسنده : ی دانشجوی تازه به دوران رسیده


 
این بیماری شما باید فوری درمان بشه:
یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!
 
خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:
یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!
 
یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!
 
هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:
یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!
 
من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایش هاتون را اونجا انجام بدین:
یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می گیرم!
 
دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:
یعنی من دارم یه مقاله علمی مینویسم و میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!
 
اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:
یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!
 
بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:
یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!
 
این بیماری الان خیلی شایعه:
یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!
 
اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:
یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!
 
فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده ای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخ های ما رو شکستن!
 
ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!
 
فکر نمی کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:
یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه های درمانتون رو باهاش قسمت کن!



تاريخ : دوشنبه ششم شهریور 1391 | 16:6 | نویسنده : ی دانشجوی تازه به دوران رسیده

اول ی اعتراف خودم ک خوندمش گول خوردم چون عجله داشتم و خیلی سریع خوندمش و نکته انحرافیشونگرفتم ولی وقتی ب تهش رسیدم دهنم باز موند بخونین امیدوارم خوشتون بیاد

پروژه جالب و جذاب “زود باوري”یک دانشجو …

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.

او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر

کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید»

توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

۱-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

۲-یک عنصر اصلی باران اسیدی است.

۳-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.

۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

۵-باعث فرسایش اجسام می‌شود.

۶-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

۷-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند.

۶ نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست


که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 17:44 | نویسنده : ی دانشجوی تازه به دوران رسیده

با یک مطلب طنز شروع می کنم ک همین الان تو وب دوستم خوندمو کلی خندیدم گذاشتم شمام بخونید بخندیدی البته اگه واستون تکراری نباشه!!!!!!!!!!

داستان عاشقانه به سبک هندی .... 

دوتا پسر سر یك دختر دارن دعوا میكنند كه یك دختر پاك و نجیب داره گریه میكنه و میگه تورخدا بس كنین كه یكی از پسر متوجه خال توی دماغ اون یكی پسره میشه و داد میزنه "داداش"….
اونم خال توی دماغ او یكی رو میبینه و با چشمی گریان داداششو بقل میكنه و میگه "باورم نمیشه بعد از این همه سال پیدات كردم"….
در این زمان یك پیر زن كور وارد صحنه میشه و میفته زمین و سرش به سنگی میخوره و بیناییشو بدست میاره و یهو داد میزنه: "بچه های گلم،"…
توی این نقطه حساسه كه دو پسر و دختره همه میگن "مامان!" و همگی میفهمن كه خواهر برادرن....
این فیلم این پیام اخلاقی رو به ما میده كه دعوا كردن سر دختر خوب نیست و از این جور حرفا.



..................................................... فروشگاه ساعت مچی ...................................................